محمد رضا واليزاده معجزى

68

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

دو نفر مزبور محمد تقى خان را ملاقات و از طرف شاهزاده او را مطمئن ساختند و به وى تأمين دادند كه بدون اندك خوف و ترس نزد شاهزاده برود . ولى محمد تقى خان به هر ملاحظه بود ، متعهد شد كه در موقع ورود اردوى شاهزاده به شوشتر به حضور شاهزاده برسد . بعد از اين مذاكرات اردوى بهرام ميرزا از اول خاك خوزستان حركت كرده بعد از ده روز راهپيمائى ، در روز دهم وارد شهر دزفول شدند . شهر دزفول آن موقع اهميت بسزا داشت و محل بارانداز مال التجاره بود و شهرهاى خرم‌آباد و بروجرد و صفحات غرب عبور و مرورشان به شهر مزبور بوده ، كالاى خود را به اين شهر برده و از آنجا انواع اقمشه و لوازم را خريده مراجعت مىكردند . هميشه قاصدها و پيك‌هاى نامه بر بين دزفول و خرم‌آباد در اياب و ذهاب بودند . جعفر قلى خان فرزند اسد خان بختيارى [ با ] پنج هزار كس از ايل بختيارى در ركاب شاهزاده بهرام ميرزا والى كرمانشاه و لرستان خوزستان بودند و فرهاد ميرزا حكمران لرستان بعد از ورود به دزفول به زيارت مرقد حضرت دانيال نبى و ملاقات سيد صدر الدين دزفولى رفتند « 1 » و بعد از ده روز توقف در دزفول به‌طرف شوشتر حركت كردند . بعد از ورود به شوشتر ميرزا امين مستوفى علىآبادى و شفيع خان بختيارى برادر محمد تقى خان بختيارى به منظور آوردن محمد تقى خان به حضور شاهزاده ، كه قبلا در اول خاك خوزستان توسط آنها به شاهزاده قول داده بود كه بعد از ورود اردوى شاهزاده به شوشتر نزد او برود ، مأموريت يافتند و به او تذكر دادند كه اينك به تعهد خود وفا كند . بعد از چند روز به شوشتر مراجعت و اظهار داشتند كه محمد تقى خان از آمدن به حضور متوهم است و در قلعه تل متحصن گرديده و على نقى خان برادرش را جهت شفاعت نزد شاهزاده بهرام ميرزا فرستاده و از شاهزاده استدعا كرد كه اجازه دهند او در محلى خارج از اردوى دولتى نزد فرهاد ميرزا برود . بعد از وصول اين پيغام از ناحيه محمد تقى خان بهرام ميرزا با معاونين و معتمدين خود به

--> ( 1 ) . فرهاد ميرزا معتمد الدوله علاوه‌بر اين‌كه از شاهزادگان فاضل و دانشمند قاجار بود صاحب تأليفات مفيده مىباشد ، در ديانت و تقوى كم‌نظير و فوق العاده در اجراى احكام ، به ويژه حدود الهى ، متعصب بوده و به واسطه همين پافشارى در اجراى حدود شرعيه تا اندازه‌اى به ستمگرى مشهور شده و مخصوصا در ماموريت استان فارس دست عده‌اى بالنسبه زياد از سارقين را طبق نص آيه قرآن بريده و به بيرحمى معروف گرديد . فرهاد ميرزا را نايب الاياله هم گفته‌اند به اين سبب كه محمد شاه در 1253 موقعى به جنگ هرات رفت او را نايب الاياله تهران كرد و در 1255 كه به اصفهان رفت ، نيز او را نايب الاياله پايتخت نمود و در مأموريت اول فارس هم او را « نايب الاياله » مىخواندند . براى اين‌كه فارس رسما به ناصر الدين ميرزا وليعهد سپرده شده بود و چون سن او مقتضى نبود ، فرهاد ميرزا به‌جاى او نيابت مىكرد .